تبليغاتX
مهرورزان - آرزو

همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي

چه زيان تو را كه منهم برسم به آرزويي

به ره تو بس كه نالم ، ز غم تو بس كه مويم

شده ام ز ناله نالي ، شده ام ز مويه ، مويي!

چه شود كه راه يابد سوي آب ، تشنه كامي ؟

چو شود كه كام جويد ز لب تو كام جويي ؟

بشكست اگر دل من به فداي چشم مستت

سر خم مي سلامت ، شكند اگر سبويي

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه ، بنشين كنار جويي

نه وطن پرستي ازمن به وطن نموده يادي

نه زمن كسي به غربت بنموده جستجويي

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه 1385/07/05 و ساعت 6:55 بعد از ظهر |