خواهد آمد ای دل ديوانه ام
اوکه نامش با لبانم آشناست
من گل نرگس برايش چيده ام
باورم کن ، خواهد آمد باوفاست
***
امشب از فرط جنون در سينه دل
از عطش سجاده را بو می کند
آخر اين دل ، اين دل بی طاقتم
دست احساس مرا رو می کند
***
نذر کردم لحظه تنگ غروب
نذر يک شب اشک نيلی ريختن
بر سر هر کوچه شهر خيال
شب چراغی از نگاه آويختن
***
باز می سايم نگاهم را به راه
خيره بر آن دربهای نيمه باز
گام را فرسوده ام در کوچه ها
کوچه های خاکی دورودراز
***
آه من سر گشته چشم توام
چون کويری تشنه ولب سوخته
رحم کن بر اين دل ديوانه ام
بغض در من آتشی افروخته
***
بی قرارم ناشکيبم مست مست
امشب ازعشق تولبريزم بيا
آه می خواهم که قبل از مرگ خويش
دست بر دامانت آويزم بيا
***
خواهد آمد ای دل ديوانه ام
اوکه نامش با لبانم آشناست
من گل نرگس برايش چيده ام
باورم کن ، خواهد آمد باوفاست
اوکه نامش با لبانم آشناست
من گل نرگس برايش چيده ام
باورم کن ، خواهد آمد باوفاست
***
امشب از فرط جنون در سينه دل
از عطش سجاده را بو می کند
آخر اين دل ، اين دل بی طاقتم
دست احساس مرا رو می کند
***
نذر کردم لحظه تنگ غروب
نذر يک شب اشک نيلی ريختن
بر سر هر کوچه شهر خيال
شب چراغی از نگاه آويختن
***
باز می سايم نگاهم را به راه
خيره بر آن دربهای نيمه باز
گام را فرسوده ام در کوچه ها
کوچه های خاکی دورودراز
***
آه من سر گشته چشم توام
چون کويری تشنه ولب سوخته
رحم کن بر اين دل ديوانه ام
بغض در من آتشی افروخته
***
بی قرارم ناشکيبم مست مست
امشب ازعشق تولبريزم بيا
آه می خواهم که قبل از مرگ خويش
دست بر دامانت آويزم بيا
***
خواهد آمد ای دل ديوانه ام
اوکه نامش با لبانم آشناست
من گل نرگس برايش چيده ام
باورم کن ، خواهد آمد باوفاست
+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه 1385/07/05 و ساعت
5:33 بعد از ظهر |

