تبليغاتX
مهرورزان - خواهد آمد
خواهد آمد ای دل ديوانه ام

اوکه نامش با لبانم آشناست

من گل نرگس برايش چيده ام

باورم کن ، خواهد آمد باوفاست

***

امشب از فرط جنون در سينه دل

از عطش سجاده را بو می کند

آخر اين دل ، اين دل بی طاقتم

دست احساس مرا رو می کند

***

نذر کردم لحظه تنگ غروب

نذر يک شب اشک نيلی ريختن

بر سر هر کوچه شهر خيال

شب چراغی از نگاه آويختن

***

باز می سايم نگاهم را به راه

خيره بر آن دربهای نيمه باز

گام را فرسوده ام در کوچه ها

کوچه های خاکی دورودراز

***

آه من سر گشته چشم توام

چون کويری تشنه ولب سوخته

رحم کن بر اين دل ديوانه ام

بغض در من آتشی افروخته

***

بی قرارم ناشکيبم مست مست

امشب ازعشق تولبريزم بيا

آه می خواهم که قبل از مرگ خويش

دست بر دامانت آويزم بيا

***

خواهد آمد ای دل ديوانه ام

اوکه نامش با لبانم آشناست

من گل نرگس برايش چيده ام

باورم کن ، خواهد آمد باوفاست
+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه 1385/07/05 و ساعت 5:33 بعد از ظهر |