انتظار
پيش روی چشمانم.يک درخت و يک جاده انتظار چون طوفان.تکيه بر دلم داده بی حضورت ای خورشيد!سربه صخره می کوبند ابرهای باران زا.موجهای آزاده کوچه کوچه می گردد.ماه هم به دنبالت گرچه اهل اينجا نيست.اين دهاتی ساده شاعرانه بايد داد.دل به آتش عشقت عاشانه بايد بود در کنارت آماده با تو می شود خوشبو روز و شب ولی بی تو می کشد به روی زخم روزگار سمباده پيش پايت ای مولا.عاشقانه .بی پروا سر به خاک می سايند سروهای آزاده
+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه 1385/07/05 و ساعت
5:25 بعد از ظهر |

